|
|
||
|
السلام عليكم (سِلم) به معنى صلح و آرامش ، ريشه كلمه مسلم و مسلمان است . مسلمان يعني صلح جو . حضرت محمد e براي اينكه صلح و آرامش را به طور مداوم به أعراب تلقين كند نام دين خود را اسلام گذاشت روي اين اصل به پيروان اسلام كه خواهان صلح بودند مسلمان گفتند. وقتي دو يا چند نفر مسلمان به هم ميرسند ميگويند : السلام عليكم ،،،،،، حتى اعراب در موقع خدا حافظي هم ميگويند : سلام عليكم ، يعني صلح و آشتي بر شما باد .. پيامبر اسلام r با تلقين كلمة ( السلام عليكم ) به مسلمانان در موقع به هم رسيدن يا جدا شدن از هم ، به تدريج كلمه صلح و آشتي را جايگزين جنگ نمود .
حضرت محمد e مي فرمايد : ( أَفْضًلُكُم إِيمَاناً أَحسَنَكُم أخلاقاً) (كسي كه ايمانش بيشتر است اخلاقش نيكوتر است) انسان اگر داراي خلق و خوي خوب باشد در نزد همه كس محترم و گرامي است و اگر بد اخلاق باشد همه ا ز او دوري مينمايد . ادب و خلق خوش و مهرباني انسان را در نظر ديگران گرامي و بزرگ جلوه داده و همه مردم با ميل و رغبت طالب معاشرت با او ميشوند واحتياجش را بر ميآورند . حضرت محمد e مي فرمايد : ( لا حَسَبَ كَحُسنِِِ الخُلُقِ ) هيچ بزرگواري چون خوش خوئي نيست .
آنكه به اخلاق نيكو خو ii گرفت در دو جهان رتبهء نيكو iiگرفت
در حريقي كه چندي قبل در فرانسه اتفاق افتاد ، لك لك مادهء كه نتوانست بچه هاي خود را نجات دهد فرار نكرد و ماند تا در لهيب آتش با بچه هاي خود يكجا بسوزد . و در جنگ 1870 آلمان و فرانسه ، گلوله توپ آلمان ها در انباري در پاريس تركيد انفجار گلولهء توپ نتوانست ماده كبوتري را كه روي تخم هاي خود خوابيده بود ازجا بلند كند .
جبرئيل عليه السلام خدمت رسول الله صلى الله عليه وسلم عرض نمود كه هر كس از امت تو شش چيز را شعار خود سازد رستگار ميشود و از جهنم محفوظ ميماند . اول : شروع هر كاري ، بسم الله بگويد . دوم : در هر نعمتي ، الحمد لله بگويد . سوم : در هر كاري كه ميخواهد بكند ، إن شاء الله بگويد . چهارم : در هر معصيتي ، استغفر الله بگويد . پنجم : در هر مصيبتي كه بر او وارد ميشود ، إنا لله و إنا إليه راجعون بگويد . ششم : ذكر غالب آنها ، لا اله إلا الله باشد .
پيامبر اسلام حضرت محمد صلى الله عليه وسلم فرا گرفتن علم را چنان جدي به مردان و زنان توصيه ميكند كه شباهت به دستورات مذهبي و عبادات دارد ( طَلَب العِلم فَريضَة عَلى كُل مُسلِم و مُسلِمَة ) . آموختن علم بر هر زن ومرد مسلمان واجب است . ( اطلب العلم من المهد الى اللحد ) . چي خوش گفت پيغمبر راستگوي ز گهواره تا گور دانش iiبجوي او مرتب پيروانش را به اين راه تأكيد ميكرد كه هر كس در طريق علم بكوشد عبادت خدا كرده است و مي فرمود . تحصيل علم ارزش روزه داري را و آموختن علم به ديگران ارزش عبادت را دارد . پيامبر اسلام علم را چراغ راه ترقي و زندگي و ايمان دانسته دستور ميدهد . ( بياموز علم را ، اگر چه در چين باشد ) . تحصيل كنيد علم و ادب را كه دوست شماست در سفر و مونس شماست در تنهائي و زينت شماست در مجالس . توانا بود هر كه دانا iiبود ز دانش دل پير بُرنا بود
پيامبر اسلام r مي فرمايد : ( لا فقر أشد من الجهل ) هيچ بينوائي سخت تر از ناداني نيست . كوتاهي در آموختن علم و هنر سبب ميشود كه انسان در ورطه جهل و ناداني باقي بماند و خوب را از بد تميز نتواند : بود مرده هركس كه نادان بود كه بي دانش مردن جان iiبود
مرد جاهل و نادان مانند كوري است كه راه پيشروي خود را تشخيص داده نتواند و در مقابل مشكلات زندگي در مانده شود كه هم در دنيا زندگيش تباه و هم در آخرت گرفتار عذاب گردد . لباس معرفت اندام خلق ميكند زيبا نه خز و قاقم و بُرد يماني و iiديبا نادان جسم بي روح متحرك است كه از تابش نور معرفت محروم بوده ، واقعيات را بصورت درست درك كرده نمي تواند . چو شمع از پي علم بايد iiگداخت كه بي علم نتوان خدا را شناخت
نقل است كه شخصي ، ابراهيم ادهم را دشنام داد . ابراهيم گفت : بمكافات اين ، با تو پنج كار كنم : جواب دشنامت ندهم ، در دل خود كينه نگيرم ، بر تو پيش سلام ميباشم ، در نماز تو را دعاء ميكنم و اگر خدا U مرا به بهشت ببرد بيتو نمي روم .
حكما گفته اند : شش خصلت از علامات جاهلان است : خشم بيهوده ، سخن گفتن بي فايده ، عطاي بي موقع ، ايمن بودن از همه كس ، فرق نكردن دوست از دشمن ، فرمان شيطان و نفس امّاره را مطيع بودن .
دمنه گفت : آورده اند كه روباهي در بيشه أي رفت و آنجا طبلي ديد در پهلوي درختي افگنده ، هر گاه باد بجستي ، شاخ درخت بر طبل رسيدي و آواز سهمناك به گوش روباه آمدي . چون روباه ضخامت جثه بديد و مهابت آواز بشنيد ، طمع دربست كه گوش و پوست او فرا خور آواز باشد . مي كوشيد تا آنرا بدريد . الحق جز پوستي بيشتر نيافت مركب ندامت در جولان كشيد و گفت : ندانستم كه هر كجا جثه ضخيمتر و آواز حايلتر ، منفعت آن كمتر .....
مردكي را چشم درد خاست پيش بيطار رفت تا دوا كند بيطار از آنچه در چشم چهار پايان مي كند در چشم وي كشيد و كور شد حكومت پيش داور بردند ، گفت : بر او هيچ تاوان نيست ، اگر اين خر نبودي پيش بيطار نرفتي مقصد از اين سخن آنست تا بداني كه هر آنكه نا آزموده را كار بزرگ فرمايد با آنكه ندامت برد به نزديك خرد مندان به خِفت ِرأي منسوب گردد .
ندهد هوشمند روش iiراي به فرو مايه كارهاي iiخطير بوريا باف اگر چه بافنده است نبرندش به كار گاه iiحرير
|
||
Copyrights © 2007 SAbdullah.net - All rights reserved