::::::   ::::

.....................................................................................................................

   

       نغمه ني كه در طي اين مسافرت هاي طولاني همراه با شعر و آواز ساربـانان خوانده مي شد بطور مرموزي در جان اين كودك تأثير مي گذاشت.

       كاروان سلطان العلماء نشاپور را به قصد بغداد ترك گفت و در بغداد از طرف شيخ الشيوخ شهاب الدين عمر سهروردي ( 632 هـ ق ) كه به پـيـشواز وي آمده بود ، به گرمي استقـبال گـرديد. سهروردي به نشانه ي احترام از قاطر پياده شد و از صميم قلب اخلاص و ارادت خود را نشان داد و سلطان العلماء در مدرسه يي بار اقامت افگند .

   سهروردي كه اهل سهرورد زنجان بود و شعر فارسي مي سرود. با  بهاء ولد  به زبان فارسي سخن مي گفت و بهاء ولد در همان اقامت كوتاه به خواهش سهروردي براي فارسي زبانان آن شهر ، مجلس وعظ برپا كرد كه بسيار مورد توجه آنها قرار گرفت .

 مـراسم حج كه در اولـيـن سال مهـاجرت انـجـام دادنـش ممكن نـشـد. در فرصت سال هاي اقـامـت در نواحي شام ، بجا آورد و در قلمرو سلجوقيان روم به رسم واعظان رفت و آمد كرده ، مريدان  و ستايشگران پرشور و با حرارت يافته بود.

اقامت در اين شهر ها به جلال الدين محمد جوان فرصت داده بود تا آنچه را قبل از مهاجرت در ماوراالنهر و خراسان از مربـي خـود سيد برهان و ياران پدر آمـوخته بود و آنـچـه به فـقـه و قـرآن و تـفسيـر و قصص أنبياء و شعر و أدب فارسي و عربـي مربوط ميِ شد دنبال كند و تـوسعـه بدهد.

 

    

 
     

Copyrights © 2007  SAbdullah.net -  All rights reserved