::::::   ::::

.....................................................................................................................

   

      جلال الدين محمد در بين راه نيشاپور به ديدار و ملاقات شيخ فريد الدين عطار نيشاپوري رسيد و مدت كوتاهي درك محضر آن عارف بزرگ را كرد و بهترين  خاطره در انديشه اين كودك خاندان بهاء ولد ملاقات با  شيخ عـطار اين ( پير خوشگفتار ) و شاعـر صوفـي مشرب بـود. در ديـداري كه مـيـان او و بهاء ولد روي داد شيخ نيشاپور كه در چشم هاي مولاناي كوچك بارقه نبوغ را مشاهده كرد. در خود احساس اعجاب و علاقه يافت از حالت روحاني و پر تفكر او به شگفت آمد و بدون هيچ ترديد به بهاء ولـد نويد داد كه به زودي ايـن كودك آتـش در سوختگان عالم خواهـد زد و شور و غوغايي در بين رهروان طريقت  بوجود خواهد آورد. نسخه اى از مثنوي اسرارنامه را كه أثر دوران جواني خود او بود به اين كودك بلخي هديه كرد كه در تمام راه دور و دراز و خستگي آور بغداد ، همدم و مونس جلال الدين محمد بود.

 هرمان اته ، خاورشناس مشهور آلماني در باره جلال الدين محمد بلخي چنين نوشته است :

فريدالدين عطار اولين و آخرين بار حريف آينده خود را كه مي رفت در شهرت شاعري بزرگترين همدوش او گردد ، در نيشاپور زيارت كرد. گذشته از اينكه اسرارنامه را براي هدايت او به مقامات عرفاني به وي هديه نمود. با يك روح نبوت عظمت جهانگير آينده او را پيش گويي كرد كه بعد ها به عنوان جلال الدين رومي اشتهار يافت و بزرگترين شاعر عرفاني مشرق زمين و در عين حال بزرگترين سخن پرداز وحدت وجودي تمام اعصار گشت.

جلال الدين محمد بعد ها نيز از اخلاص و ارادت نسبت به عطار سخن گفته است:

هفت شهر عشق را عطار گشت

ما هنوز اندر خم يـك كـوچـه أيـم

و در مثنوي شريف مي فرمايد:

آنچه گفتم در حقيقت أي عزيز

آن شنيدستم من از عـطار نيز

 و نيز در ستايش عطار مي گويد:

من آن مولاي رومي ام كه از نطقم شكر ريزد

وليكن در سـخـن گـفـتـن غلام شـيـخ عـطـارم

در جاي ديگر در ستايش عطار و سنايي گويد:

عطار روح بود ، سنايي دو چشم او

ما از پي سـنـايي و عـطـار آمـديـم

 

    

 
     

Copyrights © 2007  SAbdullah.net -  All rights reserved